تبليغاتX
there is still one way to survive
there is still one way to survive
left..

سلام به همه دوستای گلم

...سلام مهتا جونم....تولد من آبان بود حالا تبریک میگی؟؟باشه!!!

خونه خوش میگذره؟؟حسود خانوم!!؟؟

دیروز یه متن روانشناسی ترجمه کردم  با مهارت کامل!!!مبارک باشه..خیلی خوشحالم..واسه یکی از دوستام بود..5 نمره داشت!!!!حتما گرفته جدی میگم!!

از امروز که اومدم خونه تعطیلات منم شروع شده..باید بشینم حسابی درس بخونم...همه رو گذاشتم واسه شب امتحان...الان من موندم یه کوه کتاب...چه کارشون کنم...

امروز سر کلاس متون یه سوال پرسیدم یهو استاد گفت این اون نیست مجید جان!!!!!!!!!مامااان

همه به من خندیدن!!منم خندیدم که کم نیارم..استاد خوبی نبود ..استاد باید حکیم باشه..همچین خوش زبون..ترم دیگه حتما باهاش میگیرم..

تولد سودابه جون بود 2 هفته پیش من نتونستم برم..2 روز پیش رفتم کیانپارس واسش یه چیزی بگیرم...

ساعت 5 بود اما خداروشکر کسی تو مرکزی نبود...اگه شما هم جای من بودید میگفتین خدا رو شکر!!!میدونید چرا؟؟الان واستون میگم... من و عاطفه داشتیم خوش و خندان میرفتیم طبقه بالا..من اصلا حواسم نبود...با همون سرعتی که می خواستم از در مغازه برم تو..با همون سرعت رفتم تو شیشه مغازهههههههههههههههههههههههه

وای خدای من...آقاهه یهو گفت آخ!!!اما چه فایده...شیشه آنچنان صدایی داد که فکر کردم شکست..سرم ورم کرده..به آقاهه که جلوی خندش رو گرفته بود گفتم..شیشه شما خیلی تمیز یا من کورم!!!؟؟

اونم گفت خانوم خیلی دقت شیشه رو تمیز نکردیم..خلاصه کلی خندیدیم ..اما سر من درد میکنه..خیلی خجالت کشیدم!!سریع از مغازه اومدیم بیرون.. رفتیم تو بازار رضا..

کافی شاپ بازار رضا..با عاطفه رفتیم نشستیم بستنی بخوریم!!!!رفتیم نشستیم  یهو یه آقا اومد گفت خانوم ببخشید اینجا رو رزرو کردن!!اگر ممکننه ببخشیدا  یه جای دیگه لطف کنید بشینید!!!روز بدی بود!!!!

ما هم بلند شدیم رفتیم یه جا دیگه نشستیم!!سرم درد میکنه!!!!!!!!!!!!!

رفتیم تو سایت نشستیم تو دانشکده..شلوغ بود بچه ها داشتند یه فرمی رو پر میکردن!منم پیش یه دخت

ر ایستاده بودم قسمت برادران بودددددددددددد اون نشسته بود!!خلاصه..مال خودش رو وارد کرد..مال

دوستش رو وارد کرد ناگهان دیدم یه برگه از تو کیفش در آورد  5 متر!!مال دوستاش!!من بازم منتظر موندم..یهو

دیدم به دوستش که پشت سر من بود گفت بیا وارد کنم واست!!!منم حرصم گرفت..کلی باهاش دعوا

کردم..به من گفت اینجا سیستم برادران !!!گفتم اگه واسه برادران پاشو تا یه برادر بشینه....ولش کردم رفتم پیش بچه های کلاس خودمون...اه اه...همه چیز مسخره بازیه....

دیگه بگم براتون امروزم بدشانسی آوردم اگه 5 min زودتر میرسیدم سر کلاس خوب میشد اما نشد....از یه چیزی جا موندم!!!

خلاصه هفته جالبی بوداز همه جالبتر شیشه اون مغازه..غصه خوردماما چه فایده.ضایع شدم..


..ترم دیگه خیلی سرمون شلوغ...خدا به خیر بگذرونه...امتحانا نزدیک خوب درس بخونید تا نمره های خوب بگیرید..موفق باشید..

یلداتونم مبارک..من شب یلدا ساعت 10 خوابیدم...حوصلم سر میره تو خونه اهواز..چه کار کنیم میخوابیم!!!

راستی یادم رفت به خودم تبریک بگم گواهینامه گرفتم!!!!!!!!!!!شما هم تبریک بگید

مهتا عکسای حامد بهداد واقعا قشنگ بود ..مرسی....

نظر یادتون نره!....




نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم دی 1387 توسط ...........
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin