سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوهها لاله زارن
لالهها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
نه خارم نه خاشاک
زن و مرد بی باک
تنم پاره پاره شد از ضربههای مرد سفاک
من آروم نگیرم
اگر هم بمیرم
من ایستادهام تا رای خود را پس بگیرم
خب امیدوارم بعد از شنیدن این آهنگ به اندازه کافی جوگیر شده باشین که حال انجام چند تا کار ساده رو داشته باشین!
۱-اگه دقت کرده باشید چند تا شرکت هستن که مرتبا با دادن تبلیغ به تلویزیون مهمترین رسانه ی کودتاچیارو تغذیه میکنند اگه از محصولات این شرکتها خرید کنیم ناخواسته ما هم به ۲۰:۳۰ کمک مالی کردیم! پس برایه اولین قدم بهتره خریدمونو از این شرکتها به حداقل برسیونیم:
شامپو صحت-لوازم خوانوادگی اسنوا -ماکارونی مک -چای وبرنج محسن- واز همه مهم تر ایرانسل
احتمالا شرکتهایه دیگه ای هم هستن که من یادم رفته پس شماا اونا رو توی کامنت ها یادآوری کنین!
۲-مخابرات هماهنگی کاملی با کودتاچیان داشت اگه بتونیم از اس ام اس های غیر ضرورمون مثل جکها کم کنیم ضربه بزرگی به مخابرات زدیم.
۳-"مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده برفت"
باید سعی کنیم که حرکتهای اعتراضیمون در متن جامعه دیده بشه. باید به ال..اکبر گفتنها ادامه بدیم حتی اگر شده فقط پنجشنبه ها. شعار نوشتن روی پول و دیوارنویسی هم یادتون نره!هر راه دیگه ای هم که به ذهنتون رسید کامنت کنین!
۴-تلویزیون و رادیو و خیلی از روزنامه های دولتی یا اخبار مربوط به جنبش رو انعکاس نمیدن یا وارونه جلوه میدن.روزنامه هایی مثل اعتماد و فرهیختگان هم خواننده های کمی دارن هم هرلحظه در شرف بسته شدن هستن!! فقط میمونه اینترنت و سایتهاشو بلاگها.اینا منبع خبری خوبی هستن ولی فقط جوانترها بهشون دسترسی دارن پس جوانها خصوصا دانشجوها علاوه بر اینکه خودشون باید پیگیر اخبار باشن بار آگاهی رسانی به اطرافیانشون رو هم دارن.
خب برای اینکه دوباره جو گیر بشین! این شعرو بخونید بعد هم آهنگشو دانلود کنید![]()
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود
دشوار زندگی
هرگز برای ما
دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی رزم مشترک
آسان نمیشود
تنها نمان به درد
همراه شو عزیز
همراه شو
همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود
لینک دانلود با صدای استاد شجریان
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار استروزای خیلی بدی رو پشت سر گذاشتیم...و داریم میزاریم..هممون هنوز مات و مبهوتیم که چی شد که اینطور شد..واقعا چی شد ؟کی میدونه؟هممون منتظر یه معجزه بودیم...شاید معجزه ای که میخواستیم خیلی بزرگ بود ..اونقدر بزرگ که خدا هم بهمون نه گفت...
به چه شور و هیجانی این همه مبارزات انتخاباتی رو دنبال کردیم...برای چی؟برای یه نتیجه ی از پیش تعیین شده....هممون گول خوردیم....بعدش کتک خوردیم....دیگه حق اعتراض هم نداریم..اگه حرف بزنی اگه شانس بیاری و همون اول خلاصت نکنن.انقدر کبود و سیاهت میکنن..که از خودت میپرسی..اینا واقا ایرانین که هموطنشونو اینطوری میزنن..نه ایرانی نیستن..اینا مسلمونم نیستن..هیچی نیستن..تو سینشون به جای قلب ..سنگ دارن..
واقعا گناه ما چیه؟که باید توی کشور خودمون خون دختر و پسر ایرانی آسفالت خیابونا رو بپوشونه؟مگه چی میخوایم؟ما رو کشوندند پای صندوق که بگن آره دنیا ببینید که اینا به ما رای دادن...حالا هم همینایی که رای دادن میخوان بدونن رایشون چی شد؟سوال سختی نیست...واقعا چی شد؟؟
تو این 2 هفته خیلی ها شهید شدن...اما فیلمشون پخش نشد...ندا واقعیت مرگ همه کسانی شد که مردن..اما کسی نفهمید..همشون از بین بچه های کم سن وسال بودن..چطور دلشون اومد..خدایا.تو کجایی؟واقعا صدای ما رو نمیشنوی؟خدایا ...
این همه بگیرو ببند....که چی؟انقدر میکشن تا همه خفه بشن..ما ایرانی هستیم..و ایران کشور ماست..حق داریم اعتراض کنیم تغییر بدیم...بخواهیم یا نخواهیم..نمیخواهیم..این حق من نیست؟
اگر به خود ایمان دارید این همه زندانی برای چه؟مگر نمیگویید مردم با ما هستند پس چرا همین مردم رو تو خیابون میزنین؟؟انقدر ضعیف و ترسو شدین؟این صحنه های قتل از یاد هیچ کس نمیرود..باشد تا آن روز...
میر حسین موسوی این موج سبز به امید تغییر به پا خواست..به امید حمایت تو به خیابان آمد و به امید حمایت تو کتک خورد...اگر هنوز ایرانی هستی...هنوز ادعای تغییر داری .. سکوت نکن...
ما نمیخواهیم موج سبز و پاک ما به لجنی تبدیل شود که خواست خیلی از این وطن فروشان است.. ...
One day my mother was out and my dad was in charge of me. I was maybe 2 1/2 years old and had just recovered from an accident. Someone had given me a little ‘tea set’ as a get-well gift and it was one of my favorite toys. Daddy was in the living room engrossed in the evening news when I brought Daddy a little cup of ‘tea’, which was just water. After several cups of tea and lots of praise for such yummy tea, my Mom came home. My Dad made her wait in the living room to watch me bring him a cup of tea, because it was ‘just the cutest thing!’ My Mom waited, and sure enough, here I come down the hall with a cup of tea for Daddy and she watches him drink it up. Then she says, (as only a mother would know.. ‘Did it ever occur to you that the only place she can reach to get water is the toilet?
حیواندوستی نزد ایرانیان است و بس !
نوشته شده توسط قانقاریا
برادرانی که میبینید بعد از مهرورزی با این زبون بسته ها
دارن تشریف میبرن بهشت !
(انشائ زیر را به روش دانش آموز کلاس دوم دبستان بخوانید)
ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم
همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم ، بابایمان هم همینطور.بابایمان همیشه وقتی با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد
میکند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای
تلوزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پیشا وقتی ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خون
عمه زهره اینا یک تاکسی داشت میزد به
پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه
گفت؛ مگه کوری
گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی زن دایی,
بابایمان هم گفت; برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی آقاهه از بابایمان خیلی گنده تر
بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به
مردم؟
ما تلوزیون را هم که خیلی حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی
آقا شوهر خاله مان میگوید که تلوزیون
فقط شده راز بقا، قدیما که همش گربه و کوسه نشون میداد، حالا هم که
یا اون مارمولکها
رو نشون میده یا این .........رو که عین اسب واسه ملت خالی میبنده. ما فکر میکنیم که منظور علی آقا کارتون
پینوکیو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ میگفت.!
فامیلهای ما هم خیلی حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی
منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی بازی کردیم ولی بعدش شوهر
خاله مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی ترسیدیم ولی بابایمان گفت چند تا عروسی
برویم عادت میکنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.ما نفهمیدیم
چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی میگفتند
الله اکبر سر یک آقا رو که نمیگفت الله اکبر بریدند و
اون آقاهه خیلی دردش اومد. و ما تصمیم گرفتیم که
همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی سر ما را نبرد.
ما نتیجه میگیریم که خیلی خوب شد که ما در ایران به
دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را در تلوزیون ببینیم در موردشان
حرف بزنیم و عکسهای آنها را به دیوار بچسبانیم و به آنها مهرورزی کنیم و نمیدانیم اگر در ایران به
دنیا نیامد بودیم چه غلطی باید میکردیم
جالب بود نه؟؟
بعد از یه مدت نسبتا طولانی اینم آپ جدید بود......
نظر یادتون نره.....
سلام به همه دوستای گلم که دلشون واسه من تنگ شده..!سلام مهتا!!
تو این چند هفته که نبودم خیلی اتفاقا افتاد...
مهمتر از همه اینکه پدر بزرگ خوشکلم فوت کرد .....درست 19 دی ماه...به عبارتی 5شنبه..
جمعه مراسم خاک سپاریش بود.و منم بعد از پهر جمعه اومدم اهواز چون شنبه امتحانا شروع شدن..و واسه مراسم سوم هفته هم نتونستم برم..خیلی مراسم عزاداری بد ..امیدوارم واسه هیچ کدومتون پیش نیاد..
شنبه امتحان متون داشتم با صادقی!!انقدر تقلب کردیم که خودمون خجالت کشیدیم پا شدیم برگه هامون رو دادیم!!مراقب خیلی خوب بود...خلاصه نمیدونم کاشکی 20 بشه!
دوشنبه امتحان خواندن داشتیم با دکتر وحدت عزیز! که من خیلی بد دادم !!نمره هارو داد و....!!!قبول شدما...اما نمره خوبی نبود!
حالا واسه چی من دارم داستان امتحانام رو تعریف میکنم ...ولش کن اصلا سر درد میگیرم !!شما هم حتما سرتون درد میگیره...
بگذریم امتحانا تموم شدن...دیروز ....
منم میخواستم دیشب آپ کنم اما انقدر خسته بودم که ساعت 10 خوابیدم تا 1 ساعت پیش!
خیلی خوب که دیگه امتحان نداریم..دیروزم با همکلاسی های عزیز هماهنگ کردیم که 26 تشریف ببریم دانشگاه!آموزش گفته 12 شروع کلاسا کی میره!!!!
منم این هفته میخوام برم 10 روز گردش..خسته شدم..خدا کنه نمره هام خوب بشن..خدایا..
خوب بچه ها هم دیگه فکر میکنم همشون رفتن خونه..مهتا قرار بود بره نمایشگاه حامد بهداد ..میری یا نه مهتا؟؟منم میخوام برم جشنواره فیلم فجر البته اگه بلیطش گیر بیاد!هه هه!!مهتا منتظر عکسای خوشکلت هستم..
هفته پیش بعد از امتحان موسوی نیا با دوستم رفتیم تویین ساعت 6 شام خوردیم انقدر خندیدیم که نگو!!هنوز هوا روشن بود اما شکم که این چیزا حالیش نیست! بعدش هم اومدیم گرفتیم خوابیدیم تا فرداش!
آها بزارین از گربه ها مون واستون بگم ما 2 تا گربه داریم بابا لوسشون کرده میره واسشون خرید میکنه!!انقدر پررو شدن که درو که باز میکنی جلو از ما میرن تو..هفته پیش یکیشون اومد تو تو همه اتاقا گشت ما هم دنبالش!!! رفت زیر تخت نشست حالا مگه میومد بیرون!!!!؟؟؟ اما را حلش ساده بود با یه تیکه گوشت خوشکل تشریفش رو برد بیرون!!!!خیلی لوس شدن..وقتی اومدن توی باغ ما پوست استخون بودن اما حالا !!!حسابی بهشون خوش میگذره !!!!! ..یکیشون خیلی چاق منم بهش میگم گارفیلد!!!
تعطیلات خوش بگذره.........

منتظر نظراتون هستم..!!
سلام به همه دوستای گلم


...سلام مهتا جونم....تولد من آبان بود حالا تبریک میگی؟؟باشه!!!
خونه خوش میگذره؟؟حسود خانوم!!؟؟
دیروز یه متن روانشناسی ترجمه کردم با مهارت کامل!!!مبارک باشه..خیلی خوشحالم..واسه یکی از دوستام بود..5 نمره داشت!!!!حتما گرفته جدی میگم!!
از امروز که اومدم خونه تعطیلات منم شروع شده..باید بشینم حسابی درس بخونم...همه رو گذاشتم واسه شب امتحان...الان من موندم یه کوه کتاب...چه کارشون کنم...
امروز سر کلاس متون یه سوال پرسیدم یهو استاد گفت این اون نیست مجید جان!!!!!!!!!مامااان
همه به من خندیدن!!منم خندیدم که کم نیارم..استاد خوبی نبود ..استاد باید حکیم باشه..همچین خوش زبون..ترم دیگه حتما باهاش میگیرم..
تولد سودابه جون بود 2 هفته پیش من نتونستم برم..2 روز پیش رفتم کیانپارس واسش یه چیزی بگیرم...
ساعت 5 بود اما خداروشکر کسی تو مرکزی نبود...اگه شما هم جای من بودید میگفتین خدا رو شکر!!!میدونید چرا؟؟الان واستون میگم... من و عاطفه داشتیم خوش و خندان میرفتیم طبقه بالا..من اصلا حواسم نبود...با همون سرعتی که می خواستم از در مغازه برم تو..با همون سرعت رفتم تو شیشه مغازهههههههههههههههههههههههه
وای خدای من...آقاهه یهو گفت آخ!!!اما چه فایده...شیشه آنچنان صدایی داد که فکر کردم شکست..سرم ورم کرده..به آقاهه که جلوی خندش رو گرفته بود گفتم..شیشه شما خیلی تمیز یا من کورم!!!؟؟
اونم گفت خانوم خیلی دقت شیشه رو تمیز نکردیم..خلاصه کلی خندیدیم ..اما سر من درد میکنه..خیلی خجالت کشیدم!!سریع از مغازه اومدیم بیرون.. رفتیم تو بازار رضا..
کافی شاپ بازار رضا..با عاطفه رفتیم نشستیم بستنی بخوریم!!!!رفتیم نشستیم یهو یه آقا اومد گفت خانوم ببخشید اینجا رو رزرو کردن!!اگر ممکننه ببخشیدا یه جای دیگه لطف کنید بشینید!!!روز بدی بود!!!!
ما هم بلند شدیم رفتیم یه جا دیگه نشستیم!!سرم درد میکنه!!!!!!!!!!!!!
رفتیم تو سایت نشستیم تو دانشکده..شلوغ بود بچه ها داشتند یه فرمی رو پر میکردن!منم پیش یه دخت
ر ایستاده بودم قسمت برادران بودددددددددددد اون نشسته بود!!خلاصه..مال خودش رو وارد کرد..مال
دوستش رو وارد کرد ناگهان دیدم یه برگه از تو کیفش در آورد 5 متر!!مال دوستاش!!من بازم منتظر موندم..یهو
دیدم به دوستش که پشت سر من بود گفت بیا وارد کنم واست!!!منم حرصم گرفت..کلی باهاش دعوا
کردم..به من گفت اینجا سیستم برادران !!!گفتم اگه واسه برادران پاشو تا یه برادر بشینه....ولش کردم رفتم پیش بچه های کلاس خودمون...اه اه...همه چیز مسخره بازیه....
دیگه بگم براتون امروزم بدشانسی آوردم اگه 5 min زودتر میرسیدم سر کلاس خوب میشد اما نشد....از یه چیزی جا موندم!!!
خلاصه هفته جالبی بوداز همه جالبتر شیشه اون مغازه..غصه خوردماما چه فایده.ضایع شدم..
..ترم دیگه خیلی سرمون شلوغ...خدا به خیر بگذرونه...امتحانا نزدیک خوب درس بخونید تا نمره های خوب بگیرید..موفق باشید..
یلداتونم مبارک..من شب یلدا ساعت 10 خوابیدم...حوصلم سر میره تو خونه اهواز..چه کار کنیم میخوابیم!!!
راستی یادم رفت به خودم تبریک بگم گواهینامه گرفتم!!!!!!!!!!!شما هم تبریک بگید
مهتا عکسای حامد بهداد واقعا قشنگ بود ..مرسی....
نظر یادتون نره!....
کوروش کبیر و منشور آزادی و حقوق بشر
تاریخچه
در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستانشناسی در بابل در میانرودان، هورمزد رسام، باستانشناس بریتانیایی آسوریتبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشتههایی به خط میخی بود.جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتیمتر طول و ۱۱ سانتیمتر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شدهاست. بررسیها نشان داد که نوشتههای استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بختالنصر) و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار داده شدهاست. در حال حاضر این لوح سفالین استوانهای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
از سوی دیگر در سالهای اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانهای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل میدانستند، در حقیقت پارهای از استوانه کوروش بزرگ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانهای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری میشد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.
در جریان جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.
ساخت منشور
کوروش دوم، بنیانگذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاجگذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بینالنهرین)، مردوک که کهنترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.
به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانهای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار گرفت.
جایگاه
این سند به
عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته میشود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن
را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد
در شهر نیویورک نگهداری میشود.
ترجمه لوح:
منشور آزادی نوع بشر - کوروش کبیر
اینک که به یاری مزدا ،تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد دین و آئین ملت هایی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار دهند یا به آنها توهین نمایند من از امروز که تاج سلطنت را به من میدهند هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشوره های جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شود من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد. من امروز اعلام میکنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام میکنم که هر کس مسئول اعمال خود میباشد و هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران. من تا روزی که به یاری مزدا حکومت میکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلّف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک چهارگانه بر عهده گرفتهام موفق گرداند.
حرف مدير:
اين رو براي اون هايي ارسال كردم كه تا 2 تا شون شده 4 تا ،تا به يه جاي نه چندان پايدار ميرسن سريع با حرف هاي بي پايه و اساس ايراني بودن خودشون رو منكر ميشن . به نظر شما كدوم مردم جهان حاكماني به اين عادلي داشتن ؟ كدوم فرمانروايان اين قدر دل سوز و غم خوار مردم بودن ؟ كدوم ..... پس مرد باش و سرت رو بگير بالا و به ايراني بودن خودت افتخار كن چون فردي مثل كوروش پادشاه آب و خاكت بود .
با تشكر مدير گروه اينترنتي ارور - علي احمدنيا
این رو گذاشتم که دوباره ببینید..بخونید..و یادتون بمونه...منتطر نظراتتون هستم...
درس زندگي
آموخته ام ...... وقتي كه عاشق هستيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود.
آموخته ام ...... تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تومرا . شاد كردي .
آموخته ام ...... داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ، همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام ...... كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصيت نمي خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام ...... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم.
آموخته ام ...... كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ، بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم اما مي توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .
آموخته ام ...... بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است : وقتي كه از شما خواسته مي شود ، و زماني كه درس زندگي دادن فرا مي رسد .
آموخته ام ...... كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است براي فهميدن وي .
بیاموز.....







سلام به همه دوستای گلم سلام مهتا!! ![]()
الان کنار هم نشستیم
تو کافی نت داریم آپ می فرماییم!! مگه نه مهتا!!؟؟

مهتا تمام توضیحات را در مورد بریتیش اکسنت نوشته است!
! پس من صرف نظر میکنم !!
مهتا کامل و دقیق است!
!
! اما اگر در تلفظ بعضی کلمات مشکل دارید!!(طبیعی هست) میتوانید با یک
عمل جراحی ساده فک بالا را نیز متحرک کنید تا کلمات درست ادا شوند
!!
گویا پرنسس دایانا هم چون نتوانسته بود بعضی کلمات را درست تلفظ کند خودکشی کرد
!
پس بریتیش اکسنت خیلی مهم است و تلفظ صحیح کلمات کار ساده ای نیست !!
!
برای این کار فک بالا باید متحرک باشد (حتما حتما )وگرنه نمیشود.در حال حاظر نیز پرنس چارلز روی
اکسنت خود کار میکندتا به عنوان پادشاه آینده اکسنت قوی داشته باشد!!
خوب دوستان مهتا تو وبلاگش دقیق همه چیز را گفته !! پس من برم!!
با آرزوی موفقیت برای همه شما
اکسنت دوستان!!
کامنت فراموش نشه!!




